X
تبلیغات
رایتل

بعد از زلزله دلش شور عروسکش را می زد. خیلی دوستش داشت..

پدر را که از زیر خاک درآوردند عروسک توی دستش بود.

پدر خوابیده بود اما عروسک بیدار بود...