با توجه به توضیحی که در پیام قبلی دادی به نظرم بین دو سطر آخر داستان کمی فاصله یا نقطه چین داستان را گویاتر میکند. -مگه تو هم می دونی شعر چیه ؟ . . . فردا رفتم کلاس شعر میم عین. یا: -مگه تو هم می دونی شعر چیه ؟
فردا رفتم کلاس شعر میم عین. این فاصله و نقطه چین نشان میدهد که بعد از جمله «مگه تو هم ...» گفت و گوها یا ماجراهای دیگری پیشامده که روز بعد شما را سر کلاس استاد برده.
یک سوال: فکر می کنید چقدر میتوانیم برای بیان منظورمان از علائم تصویری مانند فضای خالی، خط چین، تصویر، شکلک، رسمالخط(font)، رنگ نوشته و امثال اینها استفاده کنیم؟ این سوال را از سایرین هم دارم.
هر چیزی که می تواند دلالت بر معنایی داشته باشد می تواند جایگزین واژه شود . موافقم .
جناب ساما عذر بنده را بخاطر در ابتدا قرار گرفتن داستانکم بپذیرید چون فقط قصد اضافه گردن نقد دوستان را به آن داشتم که ظاهرا بلاگ اسکای آنرا جدید تلقی کرده است.
ضمنا بنظرم اگه میگفتید چطور شد که قانع شدید به کلاسش برید بهتر بود.
خواهش می کنم . حالیم شد . چون اگر دستی منتقل می شد نظرات منتقل نمی شد . . خب باید مخاطب حدس بزند بعد از سوال من ایشون درباره شعر و... حرف می زنند .
اما من فکر کردم منظور شما اینه که: هر کسی که از راه برسه و با یه نقد سطحی (فلانی شاعر خوبی نیست.)، با دیگران برخورد کنه، ممکنه اونقدر موجه جلوه کنه که ما رو جو بگیره؛ بریم سر کلاسش. چون معمولا تو هیچ زمینه ای، هیچ کس، هیچ کس رو قبول نداره.
نه منظور من این بود که ود درباره دیگران قضاوت نکنیم .
یعنی چی!!!؟

من طرف را نمی شناختم وشتابزده وی را به نادانی متهم کردم . بعد فهمیدم که ایشان استاد شعر است ورفتم کلاسش .
با توجه به توضیحی که در پیام قبلی دادی به نظرم بین دو سطر آخر داستان کمی فاصله یا نقطه چین داستان را گویاتر میکند.
-مگه تو هم می دونی شعر چیه ؟
.
.
.
فردا رفتم کلاس شعر میم عین.
یا:
-مگه تو هم می دونی شعر چیه ؟
فردا رفتم کلاس شعر میم عین.
این فاصله و نقطه چین نشان میدهد که بعد از جمله «مگه تو هم ...» گفت و گوها یا ماجراهای دیگری پیشامده که روز بعد شما را سر کلاس استاد برده.
یک سوال: فکر می کنید چقدر میتوانیم برای بیان منظورمان از علائم تصویری مانند فضای خالی، خط چین، تصویر، شکلک، رسمالخط(font)، رنگ نوشته و امثال اینها استفاده کنیم؟ این سوال را از سایرین هم دارم.
هر چیزی که می تواند دلالت بر معنایی داشته باشد می تواند جایگزین واژه شود .
موافقم .
سلام
جناب ساما عذر بنده را بخاطر در ابتدا قرار گرفتن داستانکم بپذیرید چون فقط قصد اضافه گردن نقد دوستان را به آن داشتم که ظاهرا بلاگ اسکای آنرا جدید تلقی کرده است.
ضمنا بنظرم اگه میگفتید چطور شد که قانع شدید به کلاسش برید بهتر بود.
خواهش می کنم . حالیم شد . چون اگر دستی منتقل می شد نظرات منتقل نمی شد .
. خب باید مخاطب حدس بزند بعد از سوال من ایشون درباره شعر و... حرف می زنند .
پس این باید تو داستانک بیان میشد، من که فکر میکنم سایرین نیز همچو من از اصل داستانک چیزی پی نخواهند برد!
موفق باشید
داستان با معما تفاوت دارد . موافقم .
اصلن داستانک خوبی نیست.
بیان یک خاطرهی غافلگیرکننده، لزومن غافلگیرکننده نیست. تازه اگر هم باشد، لزومن داستانک نمیشود.
التماسدعا.
داستان حرکت از نقطه الف به ب است .
اما من فکر کردم منظور شما اینه که: هر کسی که از راه برسه و با یه نقد سطحی (فلانی شاعر خوبی نیست.)، با دیگران برخورد کنه، ممکنه اونقدر موجه جلوه کنه که ما رو جو بگیره؛ بریم سر کلاسش.
چون معمولا تو هیچ زمینه ای، هیچ کس، هیچ کس رو قبول نداره.
نه منظور من این بود که ود درباره دیگران قضاوت نکنیم .
سلام عزیزم من خیلی استفاده کردم عالی بود من خیلی دنبال اینها گشتم کهاخر اینجا پیداکردم