به گمانم داستانک نیست. فقط توصیف یک موقعیت است. یعنی اصلن داستان نیست.
میدانم که الان بحث راه میافتد دربارهی اینکه چه چیزی داستانک هست یا نیست. ولی از آنجایی که همهی تعریفهای دنیا بر اساس یک سری مفاهیم پایه و مورد قبول همه، به وجود آمده، (مثل تعریف نقطه و خط و صفحه که به آنها مفاهیم بنیادی میگویند) خوب است که داستانهای مادربزرگها برای بچهها را بهعنوان یک مدل پایه و یک مفهوم اولیه درنظر بگیریم. بعنوان یک محک خیلی معمولی و دم دستی، آیا میتونیم تصور کنیم که این نوشته رو بهعنوان یک داستان برای کودکی قبل از خواب تعریف کنیم؟
بقیه هم نظر بدن ببینیم چه کارهایم.
التماس دعا.
اول روشن کن که به گمانت داستانک نیست یا اینکه اصلا داستان نیست !! شما از نظر دستوری وا ملایی همیشه غلط داری !! بهتره که از پایه همه چیز رو دوباره شروع کنی ...
دوم اینکه چرا شما جز انتقاد کردن اون هم از نوع بی جاش کار دیگه ای نمیکنی؟ نه متن داستان توحه میکنی نه به چیز دیگه یا مثل اون اولین داستانک ها م از نقطه گذاری و .. ایراد میگیری!! درسته که باید به علائم نوشتاری دقت کرد اما درست تر اینکه بفهمیم که نویسنده چی میخواد بگه . این طور نیست ؟
با این انتقاد ها جلوی خلاقیت ذهن رو میگیری . اگه قرار باشه که همه توی یک چهارچوب خاص بنویسن ، دیگه نیازی به وبلاگ زدن نیست که !! چون همه ی لطف این وبلاگ و متعدد بودن نویسنده ها به تنوع مطالب و نوع نوشتنشونه .
من هر بار که نظرات شما رو توی داستانک های دیگه می بینم ، به اونها حمله کردی، و گاهی این طور به نظر می رسه که اصلا داستانک رو نمی خونی... چیز عجیب تری هم که هست اینه که شما با این همه دقت نظر، توی داستانک سراب دقیقا همون اشکالاتی رو داری که از بقیه میگیری !!
داستانک مستی ، استقامت ،بد شانسی و از همه جالب تر داستانک مرتضی توکلی : ارامش ، رو می شه به عنوان یه قصه برای کودک قبل خواب تعریف کرد ؟
به نظر من میشه یک داستانک ، توصیف یک موقعیت هم باشه ... اشکالش چیه ؟ یه کم هنجار شکنی کن ببین د نیا از این خط هایی که دور نوشته ها می کشی بزرگ تر و دیدنی تره ...
اگه دوستان هم مایل هستند به همین منوالی که علی اشرفی نوشته داستانک بنویسن ترجیح میدم که مثل سابق ، فقط خواننده ی داستانک هاتون باشم و ازجمع نویسنده ها می رم بیرون ...
البته این نوشته نه یک تهدید به حساب می اد نه یک عقب نشینی . :)
سلام سپیده خانوم. چرا عصبانی می شی ما اول باید نشون بدیم از هر نوع نقد چه منصفانه چه غیر اون اخم به ابرو نمیاریم تا شاید یه روز داستانک نویس بشیم.. من نقد خوب نمی نویسم ولی خوب حداقل می تونم بگم یه عنصر اصلی در کل داستان کوتاه ها هست که اون اوج داستانه که خوب در داستان شما دیده نمی شه. در ضمن اگه نخوایم اصول نوشتاری رو رعایت کنیم و فقط به انتقال نفاهیم فکر کنیم شاید نوسنئه باشیم ولی نویسنده خوبی نمیشیم. عصبانی نشو و تو کاره بعدیت حال بعضیا رو یگیر*. همین. * بعضیا یعنی خودم
سلام نمیدونم چرا تا جوابتون و میدم فکر میکنید که عصبانی هستم ... اخه نقد اون هم غیر منصفانه و بی جا عصبانیت داره ؟؟؟؟؟؟؟؟
خیلی جالبه ! هر کدوم از شما یک تعریف خاص و منحصر به خودش از داستانک و عناصرش داره
به هر کدوم از داستانک ها ی شما ها که نگاه میکنم ، میشه یه قانون جدید واسه داستانک ازش ساخت
داستانکی که مطلب رو توی یه خط برسونه داستانکی که اوج داستان داشته باشه .. داستانکی که بشه واسه بچه ها قبل خواب تعریف کرد داستانکی که ...
میشه هم به اصول نوشتاری توجه کرد و هم به مفاهیم مورد نظر نویسنده ... اما اصلا صحیح نیست که به خاطر جزئیات ،اصل مطلب که داستان هست رو فراموش کنیم ... اگه یک نوشته ای محتوا نداشته باشه ، نداره ،و نمیشه کاریش کرد اما وقتی چهار نقطه و پرانتز نداشته باشه قابل اصلاح ِ
هر نقدی که از من می کنید میرم توی داستانک های خودتون نگاه میکنم توی خیلی هاش رعایت نمیشه ...و نخواهد شد بی شک !!
واسه مثال عرض میکنم : داستانک ارامش ، رو بخونید ... کوتاه مختصر مفید ، بدون نقطه ی اوج داستان و با توصیف یک موقعیت ...
داستانک اخلاص مختصر مفید نیست اوج نداره داستانک ..... باز هم بگم ؟
نشانی مجهول مادرانم مهریه و .... همه ی این داستانک ها .> ببینید شما هنوز از 4 نقطه استفاده می کنید... همیشه منتقدای فیلم فیلمای خوب نمی سازن. همین.
شک نکنید که بعد از گوشزد کردن علی اشرفی به رعایت سه نقطه ها توی دست نوشته هام رعایت میکنم اینجا از دستم در رفت :)) ببین بازم به جای اینکه ببینی من چی میگم گشتی دنبال نقطه ها !!!! اینجا که داستان نیست باید به حرفم توجه میکردی نه به چهار نقطه :)))
این نقد یا این حرفی که علی اشرفی برات نوشته نسبت به اون نقدهای توهین آمیزی که به داستانک های من میشد هیچی نیست
تازه علی اشرفی خیلی آروم و مودبانه و یه خورده کوچولو طنز آمیز نقد میکنه
سپیده خانم باید اول از همه این موضوع رو مد نظر داشته باشه که خون سردی اولین چیز یه نویسنده هستش
درسه که برای خودم بعضی وقت ها آمپر میره بالا ولی در کل خون سردی چیزه خوبیه
مثلا خودم با سپیده سر علائم موافقم ٬ یعنی زیاد اهمیت نمیدم چند تا نقطه باشه یا یه لغت رو چجوری با ی یا ئ یا ء بیارم که عربی و فارسی مشخص بشه ولی با این حال برای احترامی که برای علی قایلم و با اینکه هیچوقت داستانک خودم رو دوباره بازنویسی نمیکنم ولی عوض کردم
پیرو اینکه سپیده میگه هرکدومتون یه حرفی میزنین خوب این یه چیز کاملا طبیعی هستش ٬ هر کسی با توجه به متر خودش متر میکنه
حالا حتما لازم نیست که هر داستانکی ٬ هر خصوصیت خوبی ٬ هر کوتاهی و اختصاری و هر آنچه دیگر رو داشته باشه
چون همه نویسنده های ما مبتدی هستند(یا از خودم مایه بزارم ٬ خودم مبتدی هستم ؛ کافر همه را به کیش خود پندارد) پس نوشته های ما هم حالا حالاهااااااااااا مونده تا داستانک بشه به معنای تمام کلمه ------------------------------------- نقد داستانک سپیده
ببینین ٬ الان بنظر من راوی داستان مناسب نیست ۲ خط اول از زبان زن ۲ خط فضا سازی ۲ خط از زبان مرد
میتونست از ۱ زبان استفاده کنه مثل این
دیگه حس مادرانه ای برای همسرش نمونده بود بدون بچه ها خونشون سوت و کور میدونست که منظرشه واسه همین یه دست گل خرید به شادی مادر بچه ها حسودیش شد با عجله اشکهاشو پاک کرد و گلدون رو پر از آب
---------------------------------------------------- پ.ن ۱: علی جان ترو خدا به نگارش گیر نده چون حوصله ادیت نداشتم ٬ خواستم هر جور که راحتم بنویسم پ.ن ۲:سپیده جان مطمئنا از این کار من که داستانکت رو بازنویسی میکنم خوشت نمیاد ٬ ولی بد بختنانه من همین ۱ راه رو بلدم ٬ اگه واقعا به فکر من هستی راه دیگه ای رو بهم یاد بده
مورد اول : سلام . مورد دوم : کسی حق توهین به کس دیگه ای رو نداره ... تو هم اشتباه کردی که جلو توهین دیگران ساکت موندی ! مورد سوم : بابا به جون همه تون من خونسردم ... : D مورد چهارم : اگه قراره هرکی با متر خودش متر کنه ، پس این نقد نیست اظهار نظر ه ... لطفا کسی واسه من اظهار نظر نکنه . ممنون . مورد پنجم : داستانک من از یک زبان نوشته شده ... راوی یک نفره ... فرض کنید من دارم واستون تعریف میکنم ، فکر کنم که اشتباه خوندی هپلی! زن بدون حس مادرانه منتظر همسرش بود خونه بدون بچه هاش سوت و کوره .. شوهرش واسش گل میخره ... زن به مامان بچه ها حسودیش شده و گریه میکنه و گلدون رو پر از اب میکنه ... توجه کنید که یک راوی داره ... فکر کنم یک بار دیگه بخونیش بد نباشه :) فرق بازنویسی تو با داستانک من اینه که تو از زبون شوهر نوشتی .
ههههه خسته شدم چه قدر طولانی شد ... اگه بازهم مشکل ، ابهام ، سود تفافت یا هرچیزی هست بگید حتما جواب میدم :)
ناراحت نشو. اینا میترسن از من ایراد بگیرن دقودلی شونو سر بقیه خالی می کنن مگر نه حساب «آرامش» رو میرسیدند(شوخی) راستی«دقودلی» درسته؟ راستی داستانی که نظر داره(هر چند مخالف) از داستانی که نظر نداره جلوتره!
اقایون محترم ! من نه ناراحتم نه عصبانی ام . کاملا خونسرد و منطقی هستم .
ارامش از نظر من یه داستانک خوبه . اما این طو ر که بقیه فرمایش میکنن باید کلی ایراد داشته باشه .
۱. گمان کنم هر نوشتهای برای اینکه داستانک باشد باید اول داستان باشد.
۲. نوشتههایی که شما نام بردید و نوشتههای زیاد دیگری در این وبلاگ وجود دارند که به نظر من هم داستانک نیستند. مثل داستانکی(!) که خود من دارم با عنوان «مسالهی زندگی». اما چقدر خوب است برای پیدا کردن اینکه داستانک چه چیزی ((هـــســـت))، مقداری هم دربارهی اینکه چه نوشتهای داستانک ((نـــیــــســـت)) بحث کنیم.
۳. به نظر من اگر کبابی در حرفهی خودش وسواس داشته باشد (نه در مورد حرفهی دیگران) و فوتبالیست و عکاس و مهندس و تایپیست و . . . همه در حرفهی خودشان وسواس داشته باشند همه کارها درست میشود. من به خاطر حرفهام، دغدغهی زیادی راجع به نحوهی نگارش دارم. امیدوارم تذکرات من در این باره کسی را نیازارد.
۴. دوستان دیگر عنایت فرمایند که بنده یک سوال طرح کردم. چون میدانستم که هر وقت به نوشتهای در این وبلاگ صریحن گفته شده که «داستانک نیست» هیاهوی زیادی به راه انداخته. میخواستم به این بهانه سوال کنم که آیا ((بعنوان یک محک خیلی معمولی و دم دستی، آیا میتونیم تصور کنیم که این نوشته رو بهعنوان یک داستان برای کودکی قبل از خواب تعریف کنیم؟))
۶. چنانچه به هر دلیلی مایل نبودید که من نوشتههای شما را نقد کنم صریحاْ بفرمایید.
۵. التماس دعا.
1.میشه یک داستانک داستانک باشه اما داستان نباشه ! داستانک هایی که توی روزنامه ی همشهری میخوندم ، خیلی هاش داستان نبودند ، اما جذاب تر و رسا تر از هزار داستان.
2. حالا که خودت میگی که داستانکت داستانک نیست بهتره اول خودتو اصلاح کنی بعد دیگران رو نصیحت کنی ..البته من مساله ی زندگی رو پیدا نکردم تا بخونمش تو ارشیو کدوم ماه ِ؟ 3.دغدغه ی زیادت راجع به نحوه ی نگارش ، چرا در نگارش خودت بی تاثیر مونده ؟ 4.متوجه ی منظورت از سوالت شدم : این نوشته رو بهعنوان یک داستان می تونیم برای کودکی قبل از خواب تعریف کنیم؟
حرف منم همینه بعضی نوشته های خودت یا دیگران رو هم نمیشه با این محک معمولی سنجید . 6.اگر منتقد هستی، نقد کن . اگر نقد هایی که از اشتباهات منو دیگران میکنی ، در نوشته ی خودت جایی نداشت ، هر رو ز بیا نوشته ی منو نقد کن :) 5.هر طور راحتی :)
وقتی من همین حرفهای خانم احمدی را به آقای اشرفی میگویم: آن هم در محیط «وبلاگ گروهی داستانک»، آقای توکلی به من تذکر میدهد که: موضوعات شخصی و دعواهای خصوصی خودتان را وارد «وبلاگ گروهی داستانک» نکنید! در حالی که من هم همین حرفها را میگویم. اشکالی ندارد اگر به ما تذکر بدهید که علامتگذاریها را رعایت کنیم (گاهی رعایت نکردنشان به دلیل ندانستن است و نه تنبلی و بیدقتی) اما به ما هم حق بدهید که انتظار داشته باشیم لااقل موقع تایپ، غلط املایی نداشته باشید چه از نوع بیسوادی و چه از نوع اشتباه تایپی! با این حرف موافقم که لزوما منتقد خوب، نویسندهی خوبی نیست و بالعکس. اما اگر به نظر منتقدی ایرادی اینقدر دمدستی و الکی است که هر کسی میتواند رعایت کند و داستانک بهتری بنویسند، انصاف نیست که در داستانک خودش رعایت نکند و همان ایراد وجود داشته باشد. ما همه خردهنویسندههایی هستیم که مشق میکنیم و در کنار هم نقد کردن و نوشتن و تعامل میآموزیم. پیشنهاد میکنم آقای اشرفی یک متن در مورد نحوهی صحیح نگارش کامپیوتری ارائه بدهد و از تذکرهای پیاپی در زمینههای مشابه خودداری کند. آقای توکلی هم اگر زحمت بکشند و خلاصهای از جلسهی حضوریای که برگزار شد ارائه بدهند، قطعا دیگران هم در جریان سیاست این وبلاگ مبنی بر این که چه چیزی داستانک هست و چه چیزی داستانک نیست و ... قرار خواهند گرفت. و اما خانم احمدی فکر میکنم این بار دوم و یا سوم است که دیگران با داستانک شما در مورد این که راوی چه کسی است؟ مشکل پیدا میکنند، شاید چون موضوع در ذهن خودتان کاملا پرورده شده است به نظرتان کاملا بدیهی است، اما به نظر خواننده این طور نیست. بخشی از نظرها فقط نظر شخصی هستند، یک ابراز سلیقه و تعداد کمی نقد واقعی هستند. به هر حال همهی نظرها جدی هستند اما شما میتوانید «همه» را جدی نگیرید :)
من ، پیشنهاد میکنم که علی اشرفی ، یک متن در مورد نحوه صحیح نگارش کامپیوتری بخوانند !! این طوری بهتره !
من نمیدونم که کدوم شما توی جلسه اون روز شرکت داشتید اما میدونم که داستانک های قبل و بعد جلسه چندان تفاوتی نداشتند .
بار دوم ِ که این مشکل واسه خواننده های داستانک هام پیش میاد از نظر من عادی ِ من در روایت داستان مشکلی ندارم . مشکل اینجاست که هنوز به داستانک های من عادت نکردید من چون از قبل داستانک ها رو میخوندم و شما چون مدت زیادی هست که اینجا می نویسید به قلم هم اشنا هستید اما با قلم من نه ! اگر همه ی اونایی که میگن راوی یک نفر نیست ، یا اینکه مشکلات دیگه ای با داستانک من دارن یک بار دیگه اونو بخونن و دوبار دیگه بخونن حتما متوجه میشن و رفع ابهام میشه . اونبار هم که علی اشرفی اومد و گفت چهل بار خوندم متوجه نشدم ، یکی دوست دیگه اومد و گفت که من خوندم و متوجه شدم . در این بحثی نیست که ممکنه اشکالاتی وجود داشته باشه . اما واسه فهمیدن نوشته هام یه کم به خودتون باید زحمت بدید
نظراتی که نوشته میشه ، یا نظرات کاملا شخصیه ، مثل اینکه خوب بود ، عالی بود ، کمی گیج شدم و .... یا نظرات کاملا حرفه ای و منتقدانه . که من منقد حرفه ای نمی بینم ! منتقد خوبی که نویسنده ی خوبی نیست هم بهتره چیز ی ننویسه و نقدش رو انجام بده و نویسنده ی خوبی که منتقد خوبی نیست بهتره فقط به خلق اثار مشغول بشه نه نقد .
و خلاصه ی کلام اینکه تو دیشب درست مثل زورو وارد عمل شدی مگه نه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ;)
تعمیم میدهیم: هرکس فوتبالیست اعلی نیست نباید دربارهی فوتبال اظهار نظر کند. هرکس فیلمساز درجه یک نیست نباید دربارهی فیلمها اظهرا نظر کند. هرکس آشپز اعلی نیست نباید دربارهی دستپخت دیگران اظهارنظر کند. هرکس آشپزیاش خوب است و فوتبالش خوب نیست حق ندارد فوتبال بازی کند و حق ندارد آشپزی دیگران را هم نقد کند! -------- خوب بگذریم. بپردازیم به کار خودمان. -------- برای نوشتن عبارت ((عادی است)) به زبان محاوره، بهتره بنویسیم ((عادیه)) یـــا ((عادی ِ))
ببخشیدها! من چون هنوز نحوهی صحیح نگارش کامپیوتری رو نمیدونم خواستم نظر شما رو در این باره بدونم. وگرنه ما رو چه به این غلطای زیادی!
به نکته ی خوبی اشاره کردی تو رو چه به این اظهار نظر های بی مورد !!
ببین علی اشرفی! منتقد خوبی که نویسنده ی خوبی نیست هم بهتره چیز ی ننویسه و نقدش رو انجام بده و نویسنده ی خوبی که منتقد خوبی نیست بهتره فقط به خلق اثار مشغول بشه نه نقد . این جملات معنی اش اصلا قابل تعمیم با این چیزایی که گفتی نیست . معنی اش دقیقا میشه تو !
نمیدونم که چرا خودت رو به بیراهه میزنی !!
به نظر نمیاد ادم کند ذهنی باشی .
همه ی این علامت های تعجب و این حرفا واسه همینه که بیای و نظر بدی؟ یعنی این اندازه نیاز در خودت می بینی که هر کجا یک پرش چند متر انجام بدی واسه نظر دادن ؟
کاملا مشخص که اصلا در جریان بحث های انجام شده نبودی .
تو یه چیزی بسیار خطرناک تر از چیزی که سحر می نویسه هستی :)
همه ی بحث سر این شروع شد که شما بدونی که عا دیه با عادی ِ با عادی می باشد با عادی است همه می تونه درست باشه .
خیلی واسم جالبه که تو که این همه ادعات میشه چرا هنوز غلط املایی داری ؟ به جای اینکه به نظرات من و دوستای وبلاگ توجه کنی ، سریع ، اومدی ببینی که من چی رو رعایت کردم چی رو رعایت نکردم ؟ اومدی که بنویسی که سپید ه که هیچ ادعایی نداشت ، عادیه رو عادی نوشته ؟
:)))
برو هر وقت تونستی یک داستانک یا یک نظر بدون غلط املایی بنویسی بیا بعدا بحث میکنیم .
تا وقتی میشه از نوشتت غلط گرفت ، نباید به خودت اجازه بدی که از دیگران غلطی بگیری . از این ساده تر نمی شد که بهت بگم !!!
خانم احمدی یه مسئله ای چند وقته ذهنم رو مشغول کرده. راستش اصلا حوصله نداشتم این مطالب رو تایپ کنم ولی خوب الان احساس میکنم بهتره بگم. توی سینما، وقتی یه کارگردان بزرگ مثل اسکورسیزی سالها جایزه اسکار نمی گیره، واکنش خیلی باکلاسی از خودش نشون میده. سینما رو مثال میزنم چون عمومی تره و بیشترمون باهاش آشناییم. وقتی داورها و منتقد ها تا پای جایزه میبرنش و بهش جایزه نمیدن، نشنیدیم که گفته باشه: «داور ها و یا منتقد ها شعورشون نمیرسه. یا مگه خودشون بلدن یه فیلم مثل من بسازن؟» ببینید؛ دارم راجع به اسکورسیزی صحبت میکنمها. یه کارگردان واقعی رو مثال میزنم. در مورد کارهای ما هم به هر حال هر کسی میاد یه نظر میده. به نظر من همون قدر که نباید از تعریف و تمجیدهای بی مورد ذوق زده بشیم، از اظهار نظرهای بی مورد هم نباید از کوره در بریم. هر چند که من در مورد شیوه نقدکردن علی نه بی نزاکتی می بینم و نه غرضورزی. و خودم شخصا به نظراتش توجه می کنم حالا بعضی هارو قبول دارم بعضی ها رو هم نه. این همه حرف زدم که بگم یه وقتی هست که ما داریم راجع به بنز (مارتین اسکورسیزی) صحبت تخصصی می کنیم، می گیم: «اگر انحنای بدنه در قسمت فوقانیاش به اندازه نیم درجه، اصلاح شود سرعتش فلان قدر در ثانیه تغییر می کند. و این در صنعت اتومبیل یک اتفاق عظیم است.» حالا، یه وقت دیگه داریم راجع به گاری (نرگس محمدی) صحبت می کنیم می گیم: این چیزی که نوشتی به علت این که فلان فاکتور ها رو نداره، داستانک نیست. خوب این که دیگه این همه چکش بگیر، تیشه بده، نداره. چهار خط نوشتیم از سر دلخوشی، یه چیزی هم بهمون گفتن. بابا ما جوونیم. حالا حالا ها از این حرفا بهمون میگن. تازه صدتا ازاین بدتر. حیف این همه انرژی نیست. بعدم نگو عصبانی نیستم. منم بودم عصبانی می شدم
خوشحالم که باعث شدم همه ی شما ، نظراتتون و بنویسید .
همه ی حرف من اینه که یک نفر مثل علی اشرفی که به کوچکترین علائم نوشتاری توجه میکنه ، و اونو یک ایراد واسه یه نوشته به حساب میاره ، نباید خودش اشتباهات پیش پا افتاده ای مثل غلط املایی داشته باشه . این حرف اشتباست ؟ این حرف ایراد داره ؟
این مثال جالبی که زدی ، و نوشتی که داور ها و منتقد ها کارگردان رو تا پای جایزه می برند و .... عزیزم ، داور ها و منتقد ها !! درسته ! همه ی نکته اینجاست که توی وبلاگ داستانک من داور یا منتقد حرفه ای نمی بینم .
چند تا نویسنده ی اماتور دور هم جمع شدیم و مطلب می نویسیم همه ی بحث از اونحا شروع شد که شما ها ایراد های کاملا غیر علمی از هم میگیرید !
این جمله ی در رابطه با مثالت واسم جالب بود : «داور ها و یا منتقد ها شعورشون نمیرسه. یا مگه خودشون بلدن یه فیلم مثل من بسازن؟»
اگه این منتقد ها و داور هایی که گفتی توی کارشون خبره هستند ، ولی فیلمساز و کارگردان خوبی نیستند ، به خودشون اجازه نمیدن و در شان و مقامشون نیست که یک فیلم بسازن که قابل ایراد باشه
یا همین کارگردانی که مثال زدی ، وقتی نتونه خوب نقد کنه ، و فقط توی کارگردانی خبره باشه ، به حکم عقل و منطق ، نمیاد منتقد نمیشه که نقد های چرند و پرندی انجام بده که مضحکه بشه .
توی نویسنده گی هم این طوریه ...
درسته ؟ یا نه ؟
من چون همه رو توی این وبلاگ در یک سطح می بینم ، « از نظر سطح نوشتن » نه از تعریف هاتون ذوق مرگ میشم نه از ایراد هاتون عصبانی شاید یه کم تند می نویسم و رک و راست ، اما ایراد های غیر اصولی و ابکی منو عصبانی نمیکنه :)
علی اشرفی محترمانه و البته کاملا غیر علمی ایراد میگیره . من هم خاطرم نیست که جایی نوشته باشم که این اقا توهین میکنه ! تو هم مثل خیلی های دیگه توی این وبلاگ بعضی نظراتش رو قبول نداری ، پس نشون میده بعضی جاها زیاده ر وی کرده .
در مورد این بنز هم مثال زدی ، عرض شود که ، وقتی با همچین فاکتوری به این راحتی میشه فهمید که کدوم نوشته داستانک هست و کدوم نیست ، نباید با همین فاکتور ساده بشه نوشته های خودش رو هم زیر سوال برد من اصلا بحث نکردم که : من خوب نوشتم ، نوشته ام داستانکه ، یا چیزای دیگه ، من گفتم که حالا که از من ایراد میگیری نباید از نوشته ات همین ایراد و پیدا کنم ... به نظر علی اشرفی : بعنوان یک محک خیلی معمولی و دم دستی، آیا میتونیم تصور کنیم که این نوشته رو بهعنوان یک داستان برای کودکی قبل از خواب تعریف کنیم؟
با همین محک خیلی معمولی و دم دستی ، چند تا نوشته های خودش هم داستانک نبود . :)
عصبانی هم نیستم و نشدم ... ببین تازه همه جا سه نقطه هم گذاشتم :)
.
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
به گمانم داستانک نیست. فقط توصیف یک موقعیت است. یعنی اصلن داستان نیست.
میدانم که الان بحث راه میافتد دربارهی اینکه چه چیزی داستانک هست یا نیست. ولی از آنجایی که همهی تعریفهای دنیا بر اساس یک سری مفاهیم پایه و مورد قبول همه، به وجود آمده، (مثل تعریف نقطه و خط و صفحه که به آنها مفاهیم بنیادی میگویند) خوب است که داستانهای مادربزرگها برای بچهها را بهعنوان یک مدل پایه و یک مفهوم اولیه درنظر بگیریم.
بعنوان یک محک خیلی معمولی و دم دستی، آیا میتونیم تصور کنیم که این نوشته رو بهعنوان یک داستان برای کودکی قبل از خواب تعریف کنیم؟
بقیه هم نظر بدن ببینیم چه کارهایم.
التماس دعا.
اول روشن کن که به گمانت داستانک نیست یا اینکه اصلا داستان نیست !! شما از نظر دستوری وا ملایی همیشه غلط داری !!
بهتره که از پایه همه چیز رو دوباره شروع کنی ...
دوم اینکه چرا شما جز انتقاد کردن اون هم از نوع بی جاش کار دیگه ای نمیکنی؟
نه متن داستان توحه میکنی نه به چیز دیگه
یا مثل اون اولین داستانک ها م از نقطه گذاری و .. ایراد میگیری!!
درسته که باید به علائم نوشتاری دقت کرد اما درست تر اینکه بفهمیم که نویسنده چی میخواد بگه . این طور نیست ؟
با این انتقاد ها جلوی خلاقیت ذهن رو میگیری .
اگه قرار باشه که همه توی یک چهارچوب خاص بنویسن ،
دیگه نیازی به وبلاگ زدن نیست که !!
چون همه ی لطف این وبلاگ و متعدد بودن نویسنده ها به تنوع مطالب و نوع نوشتنشونه .
من هر بار که نظرات شما رو توی داستانک های دیگه می بینم ،
به اونها حمله کردی، و گاهی این طور به نظر می رسه که اصلا داستانک رو نمی خونی...
چیز عجیب تری هم که هست اینه که شما با این همه دقت نظر،
توی داستانک سراب دقیقا همون اشکالاتی رو داری که از بقیه میگیری
!!
داستانک مستی ، استقامت ،بد شانسی و از همه جالب تر داستانک مرتضی توکلی : ارامش ، رو می شه به عنوان یه قصه برای کودک قبل خواب تعریف کرد ؟
به نظر من میشه یک داستانک ، توصیف یک موقعیت هم باشه ...
اشکالش چیه ؟
یه کم هنجار شکنی کن ببین د نیا از این خط هایی که دور نوشته ها می
کشی بزرگ تر و دیدنی تره ...
اگه دوستان هم مایل هستند به همین منوالی که علی اشرفی
نوشته داستانک بنویسن
ترجیح میدم که مثل سابق ، فقط خواننده ی داستانک هاتون باشم و
ازجمع نویسنده ها می رم بیرون ...
البته این نوشته نه یک تهدید به حساب می اد نه یک عقب نشینی .
:)
سلام سپیده خانوم.
چرا عصبانی می شی ما اول باید نشون بدیم از هر نوع نقد چه منصفانه چه غیر اون اخم به ابرو نمیاریم تا شاید یه روز داستانک نویس بشیم..
من نقد خوب نمی نویسم ولی خوب حداقل می تونم بگم یه عنصر اصلی در کل داستان کوتاه ها هست که اون اوج داستانه که خوب در داستان شما دیده نمی شه. در ضمن اگه نخوایم اصول نوشتاری رو رعایت کنیم و فقط به انتقال نفاهیم فکر کنیم شاید نوسنئه باشیم ولی نویسنده خوبی نمیشیم.
عصبانی نشو و تو کاره بعدیت حال بعضیا رو یگیر*.
همین.
* بعضیا یعنی خودم
سلام
نمیدونم چرا تا جوابتون و میدم فکر میکنید که عصبانی هستم ...
اخه نقد اون هم غیر منصفانه و بی جا عصبانیت داره ؟؟؟؟؟؟؟؟
خیلی جالبه ! هر کدوم از شما یک تعریف خاص و منحصر به خودش از
داستانک و عناصرش داره
به هر کدوم از داستانک ها ی شما ها که نگاه میکنم ، میشه یه قانون جدید واسه داستانک ازش ساخت
داستانکی که مطلب رو توی یه خط برسونه
داستانکی که اوج داستان داشته باشه ..
داستانکی که بشه واسه بچه ها قبل خواب تعریف کرد
داستانکی که ...
میشه هم به اصول نوشتاری توجه کرد و هم به مفاهیم مورد نظر نویسنده ...
اما اصلا صحیح نیست که به خاطر جزئیات ،اصل مطلب که داستان هست رو فراموش کنیم ...
اگه یک نوشته ای محتوا نداشته باشه ، نداره ،و نمیشه کاریش کرد
اما وقتی چهار نقطه و پرانتز نداشته باشه قابل اصلاح ِ
هر نقدی که از من می کنید میرم توی داستانک های خودتون نگاه میکنم
توی خیلی هاش رعایت نمیشه ...و نخواهد شد بی شک !!
واسه مثال عرض میکنم :
داستانک ارامش ، رو بخونید ... کوتاه مختصر مفید ، بدون نقطه ی اوج
داستان و با توصیف یک موقعیت ...
میخوام بدونم که چرا این ایرادات اونجا گرفته نشد ؟
داستانک تنهایی نقطه ی اوج نداره .
داستانک غول مختصر مفید نیست
داستانک اخلاص مختصر مفید نیست اوج نداره
داستانک .....
باز هم بگم ؟
نشانی مجهول مادرانم مهریه و .... همه ی این داستانک ها .
انتقاداتتون اساسی نیست .چون خودتون رعایت نمیکنید .
:)
داستانک اخلاص مختصر مفید نیست اوج نداره
داستانک .....
باز هم بگم ؟
نشانی مجهول مادرانم مهریه و .... همه ی این داستانک ها .> ببینید شما هنوز از 4 نقطه استفاده می کنید...
همیشه منتقدای فیلم فیلمای خوب نمی سازن.
همین.
شک نکنید که بعد از گوشزد کردن علی اشرفی به رعایت سه نقطه ها
توی دست نوشته هام رعایت میکنم
اینجا از دستم در رفت :))
ببین بازم به جای اینکه ببینی من چی میگم گشتی دنبال نقطه ها !!!!
اینجا که داستان نیست باید به حرفم توجه میکردی نه به چهار نقطه
:)))
سلام به همه همسایه های گل

اول روس سخن من با سپیده هستش
این نقد یا این حرفی که علی اشرفی برات نوشته نسبت به اون نقدهای توهین آمیزی که به داستانک های من میشد هیچی نیست
تازه علی اشرفی خیلی آروم و مودبانه و یه خورده کوچولو طنز آمیز نقد میکنه
سپیده خانم باید اول از همه این موضوع رو مد نظر داشته باشه که خون سردی اولین چیز یه نویسنده هستش
درسه که برای خودم بعضی وقت ها آمپر میره بالا ولی در کل خون سردی چیزه خوبیه
مثلا خودم با سپیده سر علائم موافقم ٬ یعنی زیاد اهمیت نمیدم چند تا نقطه باشه یا یه لغت رو چجوری با ی یا ئ یا ء بیارم که عربی و فارسی مشخص بشه ولی با این حال برای احترامی که برای علی قایلم و با اینکه هیچوقت داستانک خودم رو دوباره بازنویسی نمیکنم ولی عوض کردم
پیرو اینکه سپیده میگه هرکدومتون یه حرفی میزنین خوب این یه چیز کاملا طبیعی هستش ٬ هر کسی با توجه به متر خودش متر میکنه
حالا حتما لازم نیست که هر داستانکی ٬ هر خصوصیت خوبی ٬ هر کوتاهی و اختصاری و هر آنچه دیگر رو داشته باشه
چون همه نویسنده های ما مبتدی هستند(یا از خودم مایه بزارم ٬ خودم مبتدی هستم ؛ کافر همه را به کیش خود پندارد) پس نوشته های ما هم حالا حالاهااااااااااا مونده تا داستانک بشه به معنای تمام کلمه
-------------------------------------
نقد داستانک سپیده
ببینین ٬ الان بنظر من راوی داستان مناسب نیست
۲ خط اول از زبان زن
۲ خط فضا سازی
۲ خط از زبان مرد
میتونست از ۱ زبان استفاده کنه مثل این
دیگه حس مادرانه ای برای همسرش نمونده بود
بدون بچه ها خونشون سوت و کور
میدونست که منظرشه واسه همین یه دست گل خرید
به شادی مادر بچه ها حسودیش شد
با عجله اشکهاشو پاک کرد و گلدون رو پر از آب
----------------------------------------------------
پ.ن ۱: علی جان ترو خدا به نگارش گیر نده چون حوصله ادیت نداشتم ٬ خواستم هر جور که راحتم بنویسم
پ.ن ۲:سپیده جان مطمئنا از این کار من که داستانکت رو بازنویسی میکنم خوشت نمیاد ٬ ولی بد بختنانه من همین ۱ راه رو بلدم ٬ اگه واقعا به فکر من هستی راه دیگه ای رو بهم یاد بده
مورد اول : سلام .
مورد دوم : کسی حق توهین به کس دیگه ای رو نداره ...
تو هم اشتباه کردی که جلو توهین دیگران ساکت موندی !
مورد سوم : بابا به جون همه تون من خونسردم ... : D
مورد چهارم : اگه قراره هرکی با متر خودش متر کنه ، پس این نقد نیست
اظهار نظر ه ... لطفا کسی واسه من اظهار نظر نکنه . ممنون .
مورد پنجم : داستانک من از یک زبان نوشته شده ...
راوی یک نفره ... فرض کنید من دارم واستون تعریف میکنم ، فکر کنم که اشتباه خوندی هپلی!
زن بدون حس مادرانه منتظر همسرش بود خونه بدون بچه هاش سوت و کوره .. شوهرش واسش گل میخره ... زن به مامان بچه ها حسودیش شده و گریه میکنه و گلدون رو پر از اب میکنه ...
توجه کنید که یک راوی داره ...
فکر کنم یک بار دیگه بخونیش بد نباشه :)
فرق بازنویسی تو با داستانک من اینه که تو از زبون شوهر نوشتی .
ههههه خسته شدم چه قدر طولانی شد ...
اگه بازهم مشکل ، ابهام ، سود تفافت یا هرچیزی هست بگید حتما
جواب میدم :)
مرسی هپلی که اومدی :)
ناراحت نشو. اینا میترسن از من ایراد بگیرن دقودلی شونو سر بقیه خالی می کنن
مگر نه حساب «آرامش» رو میرسیدند(شوخی)
راستی«دقودلی» درسته؟
راستی داستانی که نظر داره(هر چند مخالف) از داستانی که نظر نداره جلوتره!
اقایون محترم !
من نه ناراحتم نه عصبانی ام .
کاملا خونسرد و منطقی هستم .
ارامش از نظر من یه داستانک خوبه . اما این طو ر که بقیه فرمایش میکنن باید کلی ایراد داشته باشه .
ولی عجب همه تونو به حرف اوردما ... ( سه نقطه ) ;)
۱. گمان کنم هر نوشتهای برای اینکه داستانک باشد باید اول داستان باشد.
۲. نوشتههایی که شما نام بردید و نوشتههای زیاد دیگری در این وبلاگ وجود دارند که به نظر من هم داستانک نیستند. مثل داستانکی(!) که خود من دارم با عنوان «مسالهی زندگی».
اما چقدر خوب است برای پیدا کردن اینکه داستانک چه چیزی ((هـــســـت))، مقداری هم دربارهی اینکه چه نوشتهای داستانک ((نـــیــــســـت)) بحث کنیم.
۳. به نظر من اگر کبابی در حرفهی خودش وسواس داشته باشد (نه در مورد حرفهی دیگران) و فوتبالیست و عکاس و مهندس و تایپیست و . . . همه در حرفهی خودشان وسواس داشته باشند همه کارها درست میشود.
من به خاطر حرفهام، دغدغهی زیادی راجع به نحوهی نگارش دارم. امیدوارم تذکرات من در این باره کسی را نیازارد.
۴. دوستان دیگر عنایت فرمایند که بنده یک سوال طرح کردم. چون میدانستم که هر وقت به نوشتهای در این وبلاگ صریحن گفته شده که «داستانک نیست» هیاهوی زیادی به راه انداخته.
میخواستم به این بهانه سوال کنم که آیا ((بعنوان یک محک خیلی معمولی و دم دستی، آیا میتونیم تصور کنیم که این نوشته رو بهعنوان یک داستان برای کودکی قبل از خواب تعریف کنیم؟))
۶. چنانچه به هر دلیلی مایل نبودید که من نوشتههای شما را نقد کنم صریحاْ بفرمایید.
۵. التماس دعا.
1.میشه یک داستانک داستانک باشه اما داستان نباشه !
داستانک هایی که توی روزنامه ی همشهری میخوندم ، خیلی هاش داستان نبودند ، اما جذاب تر و رسا تر از هزار داستان.
2. حالا که خودت میگی که داستانکت داستانک نیست بهتره اول خودتو
اصلاح کنی بعد دیگران رو نصیحت کنی ..البته من مساله ی زندگی
رو پیدا نکردم تا بخونمش تو ارشیو کدوم ماه ِ؟
3.دغدغه ی زیادت راجع به نحوه ی نگارش ، چرا در نگارش خودت بی تاثیر مونده ؟
4.متوجه ی منظورت از سوالت شدم :
این نوشته رو بهعنوان یک داستان می تونیم برای کودکی قبل از خواب تعریف کنیم؟
حرف منم همینه بعضی نوشته های خودت یا دیگران رو هم نمیشه
با این محک معمولی سنجید .
6.اگر منتقد هستی، نقد کن . اگر نقد هایی که از اشتباهات منو دیگران میکنی ، در نوشته ی خودت جایی نداشت ، هر رو ز بیا نوشته ی منو نقد کن :)
5.هر طور راحتی :)
من هیچی نفهمیدم.
اشکال نداره :)
وقتی من همین حرفهای خانم احمدی را به آقای اشرفی میگویم: آن هم در محیط «وبلاگ گروهی داستانک»، آقای توکلی به من تذکر میدهد که: موضوعات شخصی و دعواهای خصوصی خودتان را وارد «وبلاگ گروهی داستانک» نکنید!
در حالی که من هم همین حرفها را میگویم.
اشکالی ندارد اگر به ما تذکر بدهید که علامتگذاریها را رعایت کنیم (گاهی رعایت نکردنشان به دلیل ندانستن است و نه تنبلی و بیدقتی) اما به ما هم حق بدهید که انتظار داشته باشیم لااقل موقع تایپ، غلط املایی نداشته باشید چه از نوع بیسوادی و چه از نوع اشتباه تایپی!
با این حرف موافقم که لزوما منتقد خوب، نویسندهی خوبی نیست و بالعکس. اما اگر به نظر منتقدی ایرادی اینقدر دمدستی و الکی است که هر کسی میتواند رعایت کند و داستانک بهتری بنویسند، انصاف نیست که در داستانک خودش رعایت نکند و همان ایراد وجود داشته باشد.
ما همه خردهنویسندههایی هستیم که مشق میکنیم و در کنار هم نقد کردن و نوشتن و تعامل میآموزیم.
پیشنهاد میکنم آقای اشرفی یک متن در مورد نحوهی صحیح نگارش کامپیوتری ارائه بدهد و از تذکرهای پیاپی در زمینههای مشابه خودداری کند. آقای توکلی هم اگر زحمت بکشند و خلاصهای از جلسهی حضوریای که برگزار شد ارائه بدهند، قطعا دیگران هم در جریان سیاست این وبلاگ مبنی بر این که چه چیزی داستانک هست و چه چیزی داستانک نیست و ... قرار خواهند گرفت.
و اما خانم احمدی فکر میکنم این بار دوم و یا سوم است که دیگران با داستانک شما در مورد این که راوی چه کسی است؟ مشکل پیدا میکنند، شاید چون موضوع در ذهن خودتان کاملا پرورده شده است به نظرتان کاملا بدیهی است، اما به نظر خواننده این طور نیست.
بخشی از نظرها فقط نظر شخصی هستند، یک ابراز سلیقه و تعداد کمی نقد واقعی هستند. به هر حال همهی نظرها جدی هستند اما شما میتوانید «همه» را جدی نگیرید :)
من ، پیشنهاد میکنم که علی اشرفی ،
یک متن در مورد نحوه صحیح نگارش کامپیوتری بخوانند !!
این طوری بهتره !
من نمیدونم که کدوم شما توی جلسه اون روز شرکت داشتید
اما میدونم که داستانک های قبل و بعد جلسه چندان تفاوتی نداشتند .
بار دوم ِ که این مشکل واسه خواننده های داستانک هام پیش میاد
از نظر من عادی ِ
من در روایت داستان مشکلی ندارم .
مشکل اینجاست که هنوز به داستانک های من عادت نکردید
من چون از قبل داستانک ها رو میخوندم و شما چون مدت زیادی هست
که اینجا می نویسید به قلم هم اشنا هستید
اما با قلم من نه !
اگر همه ی اونایی که میگن راوی یک نفر نیست ، یا اینکه
مشکلات دیگه ای با داستانک من دارن
یک بار دیگه اونو بخونن و دوبار دیگه بخونن
حتما متوجه میشن و رفع ابهام میشه .
اونبار هم که علی اشرفی اومد و گفت چهل بار خوندم متوجه نشدم ،
یکی دوست دیگه اومد و گفت که من خوندم و متوجه شدم .
در این بحثی نیست که ممکنه اشکالاتی وجود داشته باشه .
اما واسه فهمیدن نوشته هام یه کم به خودتون باید زحمت بدید
نظراتی که نوشته میشه ، یا نظرات کاملا شخصیه ، مثل اینکه خوب بود ،
عالی بود ، کمی گیج شدم و ....
یا نظرات کاملا حرفه ای و منتقدانه .
که من منقد حرفه ای نمی بینم !
منتقد خوبی که نویسنده ی خوبی نیست هم بهتره چیز ی ننویسه و نقدش رو انجام بده
و نویسنده ی خوبی که منتقد خوبی نیست بهتره فقط به خلق اثار مشغول بشه نه نقد .
و خلاصه ی کلام اینکه تو دیشب درست مثل زورو وارد عمل شدی
مگه نه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ;)
تعمیم میدهیم:





هرکس فوتبالیست اعلی نیست نباید دربارهی فوتبال اظهار نظر کند.
هرکس فیلمساز درجه یک نیست نباید دربارهی فیلمها اظهرا نظر کند.
هرکس آشپز اعلی نیست نباید دربارهی دستپخت دیگران اظهارنظر کند.
هرکس آشپزیاش خوب است و فوتبالش خوب نیست حق ندارد فوتبال بازی کند و حق ندارد آشپزی دیگران را هم نقد کند!
--------
خوب بگذریم. بپردازیم به کار خودمان.
--------
برای نوشتن عبارت ((عادی است)) به زبان محاوره، بهتره بنویسیم ((عادیه))
یـــا
((عادی ِ))
ببخشیدها! من چون هنوز نحوهی صحیح نگارش کامپیوتری رو نمیدونم خواستم نظر شما رو در این باره بدونم. وگرنه ما رو چه به این غلطای زیادی!
به نکته ی خوبی اشاره کردی
تو رو چه به این اظهار نظر های بی مورد !!
ببین علی اشرفی!
منتقد خوبی که نویسنده ی خوبی نیست هم بهتره چیز ی ننویسه و نقدش رو انجام بده
و نویسنده ی خوبی که منتقد خوبی نیست بهتره فقط به خلق اثار مشغول بشه نه نقد .
این جملات معنی اش اصلا قابل تعمیم با این چیزایی که گفتی نیست .
معنی اش دقیقا میشه تو !
نمیدونم که چرا خودت رو به بیراهه میزنی !!
به نظر نمیاد ادم کند ذهنی باشی .
همه ی این علامت های تعجب و این حرفا واسه همینه که بیای و نظر بدی؟
یعنی این اندازه نیاز در خودت می بینی که هر کجا یک پرش چند متر
انجام بدی واسه نظر دادن ؟
کاملا مشخص که اصلا در جریان بحث های انجام شده نبودی .
تو یه چیزی بسیار خطرناک تر از چیزی که سحر می نویسه هستی :)
همه ی بحث سر این شروع شد که
شما بدونی که عا دیه با عادی ِ با عادی می باشد با عادی است
همه می تونه درست باشه .
خیلی واسم جالبه که تو که این همه ادعات میشه چرا هنوز غلط املایی داری ؟
به جای اینکه به نظرات من و دوستای وبلاگ توجه کنی ،
سریع ، اومدی ببینی که من چی رو رعایت کردم چی رو رعایت نکردم ؟
اومدی که بنویسی که سپید ه که هیچ ادعایی نداشت ، عادیه رو عادی نوشته ؟
:)))
برو هر وقت تونستی یک داستانک یا یک نظر بدون غلط املایی بنویسی
بیا بعدا بحث میکنیم .
تا وقتی میشه از نوشتت غلط گرفت ، نباید به خودت اجازه بدی که از
دیگران غلطی بگیری .
از این ساده تر نمی شد که بهت بگم !!!
الان دیگه باید متوجه شده باشی که چی میگم .
:)
خانم احمدی یه مسئله ای چند وقته ذهنم رو مشغول کرده. راستش اصلا حوصله نداشتم این مطالب رو تایپ کنم ولی خوب الان احساس میکنم بهتره بگم.
توی سینما، وقتی یه کارگردان بزرگ مثل اسکورسیزی سالها جایزه اسکار نمی گیره، واکنش خیلی باکلاسی از خودش نشون میده. سینما رو مثال میزنم چون عمومی تره و بیشترمون باهاش آشناییم. وقتی داورها و منتقد ها تا پای جایزه میبرنش و بهش جایزه نمیدن، نشنیدیم که گفته باشه: «داور ها و یا منتقد ها شعورشون نمیرسه. یا مگه خودشون بلدن یه فیلم مثل من بسازن؟» ببینید؛ دارم راجع به اسکورسیزی صحبت میکنمها. یه کارگردان واقعی رو مثال میزنم.
در مورد کارهای ما هم به هر حال هر کسی میاد یه نظر میده. به نظر من همون قدر که نباید از تعریف و تمجیدهای بی مورد ذوق زده بشیم، از اظهار نظرهای بی مورد هم نباید از کوره در بریم. هر چند که من در مورد شیوه نقدکردن علی نه بی نزاکتی می بینم و نه غرضورزی. و خودم شخصا به نظراتش توجه می کنم حالا بعضی هارو قبول دارم بعضی ها رو هم نه.
این همه حرف زدم که بگم یه وقتی هست که ما داریم راجع به بنز (مارتین اسکورسیزی) صحبت تخصصی می کنیم، می گیم: «اگر انحنای بدنه در قسمت فوقانیاش به اندازه نیم درجه، اصلاح شود سرعتش فلان قدر در ثانیه تغییر می کند. و این در صنعت اتومبیل یک اتفاق عظیم است.»
حالا، یه وقت دیگه داریم راجع به گاری (نرگس محمدی) صحبت می کنیم می گیم: این چیزی که نوشتی به علت این که فلان فاکتور ها رو نداره، داستانک نیست.
خوب این که دیگه این همه چکش بگیر، تیشه بده، نداره. چهار خط نوشتیم از سر دلخوشی، یه چیزی هم بهمون گفتن. بابا ما جوونیم. حالا حالا ها از این حرفا بهمون میگن. تازه صدتا ازاین بدتر. حیف این همه انرژی نیست.
بعدم نگو عصبانی نیستم. منم بودم عصبانی می شدم
خوشحالم که باعث شدم همه ی شما ، نظراتتون و بنویسید .
همه ی حرف من اینه که یک نفر مثل علی اشرفی که به
کوچکترین علائم نوشتاری توجه میکنه ، و اونو یک ایراد واسه یه
نوشته به حساب میاره ، نباید خودش اشتباهات پیش پا افتاده ای مثل
غلط املایی داشته باشه .
این حرف اشتباست ؟ این حرف ایراد داره ؟
این مثال جالبی که زدی ، و نوشتی که داور ها و منتقد ها کارگردان رو
تا پای جایزه می برند و ....
عزیزم ، داور ها و منتقد ها !! درسته ! همه ی نکته اینجاست که توی
وبلاگ داستانک من داور یا منتقد حرفه ای نمی بینم .
چند تا نویسنده ی اماتور دور هم جمع شدیم و مطلب می نویسیم
همه ی بحث از اونحا شروع شد که شما ها
ایراد های کاملا غیر علمی از هم میگیرید !
این جمله ی در رابطه با مثالت واسم جالب بود :
«داور ها و یا منتقد ها شعورشون نمیرسه. یا مگه خودشون بلدن یه فیلم مثل من بسازن؟»
اگه این منتقد ها و داور هایی که گفتی توی کارشون خبره هستند ،
ولی فیلمساز و کارگردان خوبی نیستند ، به خودشون اجازه نمیدن و
در شان و مقامشون نیست که یک فیلم بسازن که قابل ایراد باشه
یا همین کارگردانی که مثال زدی ، وقتی نتونه خوب نقد کنه ،
و فقط توی کارگردانی خبره باشه ، به حکم عقل و منطق ، نمیاد منتقد
نمیشه که نقد های چرند و پرندی انجام بده که مضحکه بشه .
توی نویسنده گی هم این طوریه ...
درسته ؟ یا نه ؟
من چون همه رو توی این وبلاگ در یک سطح می بینم ، « از نظر سطح
نوشتن » نه از تعریف هاتون ذوق مرگ میشم نه از ایراد هاتون عصبانی
شاید یه کم تند می نویسم و رک و راست ، اما ایراد های غیر اصولی
و ابکی منو عصبانی نمیکنه :)
علی اشرفی محترمانه و البته کاملا غیر علمی ایراد میگیره .
من هم خاطرم نیست که جایی نوشته باشم که این اقا توهین میکنه !
تو هم مثل خیلی های دیگه توی این وبلاگ بعضی نظراتش رو
قبول نداری ، پس نشون میده بعضی جاها زیاده ر وی کرده .
در مورد این بنز هم مثال زدی ،
عرض شود که ، وقتی با همچین فاکتوری به این راحتی میشه فهمید
که کدوم نوشته داستانک هست و کدوم نیست ،
نباید با همین فاکتور ساده بشه نوشته های خودش رو هم زیر سوال برد
من اصلا بحث نکردم که :
من خوب نوشتم ، نوشته ام داستانکه ، یا چیزای دیگه ،
من گفتم که حالا که از من ایراد میگیری نباید از نوشته ات همین ایراد و پیدا کنم ...
به نظر علی اشرفی :
بعنوان یک محک خیلی معمولی و دم دستی، آیا میتونیم تصور کنیم که این نوشته رو بهعنوان یک داستان برای کودکی قبل از خواب تعریف کنیم؟
با همین محک خیلی معمولی و دم دستی ، چند تا نوشته های خودش
هم داستانک نبود .
:)
عصبانی هم نیستم و نشدم ...
ببین تازه همه جا سه نقطه هم گذاشتم :)
.