X
تبلیغات
رایتل

ــــ «... پسر! ...».   

 به محض شنیدن جواب، یک آن تصویر مادرشوهرش توی ذهنش نقش بست و بعد بدن ترکه­ای اش بی ­اختیار کف راهرو بخش ولو شد.